تبلیغات
قـــــــــــاصــــــــدک - مطالب دلتنگی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریسا خدایاری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قـــــــــــاصــــــــدک
جمعه 3 مرداد 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
آسمان، تو هم!؟!
تو هم؛ چون زمین؛ کنایه میزنی عریانی دستم را وپریشانی و دردم را !؟!
نمی دانی وقتی باران نمی باری و من از دلتنگی اشک می ریزم همه می فهمند که باز تنهایم وگریه امانم نمی دهد!؟
چه می کنی آسمانِ وسیع!
دستِ بغض آلود آفتابت را زیر گلوی قلبم می فشاری تا بهتر ببیند که بی کس است!
آسمان، تو هم !!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 مرداد 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
گاهی باید نشست رو به روی یک دیوار!
گاهی باید فقط نگاه کرد!
گاهی باید هیچ نگفت!
نخندید!
گاهی..
نمی دانم!!
اینروزها هوای وجودم غبار آلود است!
دلم ابریست،
گلویم مه آلود است،
توانی در پایم نیست..
می خواهم سکوت کنم!
فقط همین.




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 مرداد 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
کاش آنقدر به خودم و خدا و تو نزدیک بودم که باهات دوست میشدم
میرفتیم زیر باران قدم میزدیم
دردل میکردیم
برای هم غصه میخوردیم و با هم میخندیدیم
با هم ...
اما حیف ......!
حیف که دورم !
حیف که .........




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
من کجای قصۀ آشفتگی زنجیر تو شدم؛ ای بغض؟!
کجا چوپان دروغگوی دنیایت رمۀ رویایم را درید به نام گرگ!
در کدام گذرگاه، دستان مکدّرت را زیر گلویِ گفتنم فشردی، که گریزِ سکوت؛ تنها آوای صدای زخمی ام شده است،
در کدام روز بی کس و سردَت؛ قندیل غم آلود تو شدم!
من کجا جا مانده ام؛ ای من!؟




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
گاه می اندیشم که "چتر" چقدر تنهاست!
شاعر که از آن دلگیر است و مدّتهاست طردش کرده؛ که چرا ردّ باران را میشوید،
عابر که تنها برای خیس نشدن دستش را به خمود خستۀ دستۀ چتر میساید،
بهار و تابستان که در صندوقچه به غم نشسته است و پاییز و زمستان هم به خیسی و سرما غنوده است،
آه ای چتر، من هم مثل تو دلگیرم!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
اگر آسمان ابری بود
اگر میبارید و خیسی پرهایت را روایت میکرد
اگر مجبور به نشستن بودی
اگر همه چیز به دلسرد شدن هدایتت میکرد
اوج بگیر
بالاتر پرواز کن
بالاتر از ابرها و بارانها و نشستن ها !
دلتنگ آسمان نمان !
دل به اوجَش بسپار و بپَر !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
می گویند در شب کویر ستاره ها بهتر و شفاف تر دیده می شوند
پس چرا من تو را نمی بینم در این شب غمگین و سرد ای کویر
بی آب و علف , دنیا !
پس چرا اینجا همه چیز سراب است و پوک !
به ستاره بودن و «بودن » تو , و کویر و شب بودن
دنیا شکی نیست , هرگز !
به چشمانم شک دارم ! به دیدنم !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
ببین !
می شود برف روی شاخه را دید و یا شاخه زیر برف را !
برف را که ببنی سرما را خواهی دید و مدفون شدن و بی برگ وباری را !
اما
شاخه را که ببینی , سکوتی سپید برای گفتنی سبز در بهار را خواهی دید
و عظمتی نهفته و بکر را منتظر برای حضوری شگرغ , در خواهی یافت !
ببین !
خوب ببین !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
چه ساده قهر می کردیم و چه ساده تر آشتی !
یادت هست !
کودک بودیم , ساده و صمیمی و کوچک !
و امروز همیشه لبخند می زنیم و چهره گشاد , خوش آمد
گوی دوستان هستیم , یه ظاهر !
و در باطن بغض و حسد و کینه را پرورش می دهیم
تا انسانیتمان را ببلعد !
هه .....!
بزرگ شده ایم و پیچیده و بزرگ !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم برای صنوبرهای قدبلند کنارجویبار پُرآبِ ده تنگ است
برای صدای اذان مغربی که لابه لای انبوهۀ درختان باغ می پیچید وگویی ازکائنات سرچشمه داشت،
برای غربتی که قریبتر ازخانه ام بود؛برای دهِ خاک آلودِ ساکتی که کودکی ام را مهمان بود.
افسوس که آهن و دود از آغاز آلوده ام کرده بود وهنوز می ساید مرا،تا نباشم!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
مداد سیاه کوچکم را امروز در خانه پدری یاقتم !
مدادی که امروز به اندازه یک بند انگشتم است ,
اما در دیروزی نچندان دور برایم به اندازه دنیا بود !
به اندازه یک سال نوشتن و تراشیدن و نوشتن !
هنوز بوی نیمکت کلاسمان را میداد !
هنوز بوی دست معلمم را داشت , وقتی آخرین بار
با همین مداد برایم آفرین نوشت .
یادش بخیر دیروزم را




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلتنگ تو ام ای آدم !
تو که روزی بال داشتی و امروز حتی پای درخت را هم در
سیمان فرو می کنی تا راه رفتن به ناکجایت را میسر کنی !
دلتنگ تو ام ای آدم , که روزی می کاشتی و می بخشیدی و
امروز می کشی و غارت می کنی !
از چه بگویم که کار از گفتن گذشته است !
باید دید ! باید فهمید !
ذلتنگ تو ام که روزگاری دلتنگ میشدی !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
غروب های پنج شنبه منتظر های متفاوت و عجیبی داره !
یه دسته اونهایی که دست خالی رفتن و مردن و
منتظر یه خیرات یا یه دعا برای بخشیده شدنن !
یه دسته اونهایی که زنده ان و منتظر اومدن فرداهان !
که ببینن چطوری می تونن بیشتر پول دربیارن و جمع کن و
آخر سر هم دست خالی برن اون دنیا!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
رود از رهایی دم نمیزند
رو رهاست , جاریست , ممتد است .
رود دلهره و درد و داغ دارد اما دلتنگ رفتن نیست
چون میرود
رود روز بهانه نمی کند که «خواهم رفت » و شب را مهار خود
نمی بیند
رود میرود و میرود تا برسد
مثل رود میشویم با عشق
مثل رود میشویم با تو....




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
میدونی!
از دلتنگی و تنهایی و غصه؛ نوشتن وگفتن و خوندن؛ دردی رو دوا نمیکنه،
تکرار کردن تلخیها و دلشکستگیها نتیجه ای جز بغض و اندوه نداره.
بیا یکبار دیگه به خورشید اعتماد کنیم،
بیا یکبار دیگه بغضمون رو قورت بدیم و حتی با لبخندی کوچیک، دوباره زندگی رو از سر بگیریم.
بیا دوست من؛
بیا دوباره آغاز کنیم




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم تنگ است
مثل ابری دلتنگ بارش،
دلم تنگ است مثل بنفشه ای جوانه زده در باغچه ای که از برف و تنهایی پُر است،
دلم..
بگذریم.
از گفتن خسته ام
رَستن و رُستنی راستین دلم میخواهد،
رفتنی تا رسیدن.




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
روزگارِ وارونه ویرانگری شده است!
مردی ژولیده و ژنده، گونیِ آوارگی اش را به دوش میکشید و با دستی کثیف از جورِ این زمانه کدر؛تکه نانی خشک را به رنج میجوید،
ومردمانی شاد و مشغول زیستن، تنها پوزخندی از تمسخر را پیشکشش میکردند
وبه راحتی دور میشدند از ویرانی یک انسانِ آواره در خیابان.
و اینجا کجاست خدایا!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
چه چیز دلگیرتر از این که ماهی آزاد پاگیرِ تُنگِ تنگِ تکیده بر طاقچه شود،
چه چیز دل آزارتر از پرنده ای که در قفس آواز میخواند وهنوز هم پرنده میماند به نام!
در آینه مینگرم
دلتنگتر ازماهی تُنگ و پرنده قفسی، انسانیست که به زندگی خو کرده و خم به ابرو نمی آورد،
حتی با وجود اینکه تا خرخره غرق دنیا شده است!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
آدم برفی می خندد و آب میشود و محو،
اما تا آخرین لحظه لبخند به لب دارد و دستی به نشان دوستی تکان میدهد و پاک و تمیز است،
زمستان؛ مادرش؛ سرد است اما آدم برفی رفاقتی گرم با کودکان دارد..




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
کاش دل مردم مثل دانه های اناری شکافته پیدا بود،
کاش میشد به راحتی و بی دردسر لبخندی زد و مهربانی را انتشار داد.
کاش خوبی مثل رود جاری بود و می شتافت به یاری بیابانِ بودنمان و درختِ وجودمان.
کاش میشد نگوییم کاش،
و شکل دهیم هر آنچه را که باید.
کاش، فقط ایکاش باور میکردیم حقیقتِ خود را.




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
ای کاش کودک می موندیم و بزرگ نمی شدیم
تا با کارهای بچه گونه  مون دنیا رو به جایی تبدیل کنیم که همه ازش
فراری باشن !
کاش می فهمیدیم فرق هست بین بچگی کردن و کودک بودن !
کودک بودن یعنی پاک و معصوم . بی گناه بود
و بچگی کردن یعنی خودخواهی و حرص و زور گویی !
کاش اینقدر بچه نبودیم !
ای کاش فقط کمی کودکانه زندگی می کردیم !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم برای کودکی ام تنگ شده
دلم برای سادگی و بی آلایشی و سخاوت و اشک و لبخند حقیقی
برای دردهای کوچک و آرزوهای بزرگ
برای بازی زیر آفتاب داغ تابستان و خوابیدن زیر نور مهتاب روی بام تنگ شده
دلم تنگ شده برای خودم
برای خودم بی دغدغه و تنش و بدون چشمهایی تنگ و
خشمگین برای نبرد
دلم تنگ شده .........




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم تنگ شده واسه پیرزن همسایه مون که هر روز دم دمای غروب
میومد و جلوی در خونه اش می نشست  تا شاید پسرش که
سالها پیش رفته بود جبهه برگرده !
بچه بودن و نمی فهمیدم چرا !
اما حالا با اینکه می دونم دیگه عزیزای رفته برنمیگردن !
خودمم میرم سر راه پدر بزرگم می ایستم تا شاید یک بار
دیگه بیاد و ببینمش !





نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
وقتی به دست هام نگاه میکنم
خطوط غم انگیزی رو می بینم که گذر زمان و فرسایش
این همه تکاپو برای داشتن شاید یکم بیشتر از قبل باعث شون بوده !
و وقتی میبینیم که با این همه به دست آوردن هنوز دستام خالی از دستیه
که محکم با دستم بگیرمش , تا بلند شه و قد راست کنه
دلم تنگ میشه واسه بچگی ها که راحت به هم کمک می کردیم !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 8 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست

گاهی به خاطر بودن کسیه که حواسش به تو نیست ....




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 8 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دیدی که سخت نیست تنها بدون من !؟

دیدی صبح میشود شب ها بدون من !؟

این نبض زندگی بدون وقفه میزند ......

فرقی نمی کند با من .... بدون من ....

دیروز گرچه سخت امروز هم گذشت ....!!

طوری نمی شود فردا بدون من .... !!!





نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دیروز های نه خیلی دور
کوچه ها خاکی بود , اما دلها نه !
سفرها خالی بود اما دست های کمک نه !
سینما کم بود اما داستانهای واقعی از آدمهای واقعی زیاد !
لباس ها و ماشین های شیک و آنتیک زیاد نبود ,
اما دوست های صادق و صمیمی چرا !!!
دیروزهای نه خیلی دور آدمهایی بودن که " من " نبودن ,
اما " مرد " چرا!!!






نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم تنگ شده واسه روزی که « آن مرد در باران آمد »
واسه پطروس و ریز علی خواجوی که قهرمان های بچگیامون بودن ,
دلم تنگ شده واسه کتاب خیس کبری که باعث شد تصمیم بزرگی شد!
واسه صد دانه یاقوت دسته به دسته که ای که نظم و ترتیب داشتن و تو نشستن ,
واسه اولین روز مدرسه و گریه بچه ها و بوی
میز و نیمکت مدرسه
دلم تنگه واسه بچه گیا.







نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
همیشه یادت باشه یه قطره خون کافیه تا کوسه ها
ردمونو پیدا کنن
رفقا مواظب زخماتون باشید و به
هرکسی نشونش ندید آدما این دوره
و زمونه از کوسه بدترند.






نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آبان 1392 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
"غریب ماییم !

غایب ماییم !

آقا کنار ما حضور داره , میبینتمون!

اما ما چی ! واقعا هستیم !؟

دوستای من بیایید واقعا باشیم , مردونه باشیم ,

رفاقتی و درست درمون ,

هم دعا کنیم , هم تلاش , هم استقامت !

بیاید حاضر بشیم در محضرِ حضورِ حضرتِ حاضر !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2