تبلیغات
قـــــــــــاصــــــــدک - مطالب فروردین 1393
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریسا خدایاری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قـــــــــــاصــــــــدک
جمعه 15 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
من کجای قصۀ آشفتگی زنجیر تو شدم؛ ای بغض؟!
کجا چوپان دروغگوی دنیایت رمۀ رویایم را درید به نام گرگ!
در کدام گذرگاه، دستان مکدّرت را زیر گلویِ گفتنم فشردی، که گریزِ سکوت؛ تنها آوای صدای زخمی ام شده است،
در کدام روز بی کس و سردَت؛ قندیل غم آلود تو شدم!
من کجا جا مانده ام؛ ای من!؟




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
گاه می اندیشم که "چتر" چقدر تنهاست!
شاعر که از آن دلگیر است و مدّتهاست طردش کرده؛ که چرا ردّ باران را میشوید،
عابر که تنها برای خیس نشدن دستش را به خمود خستۀ دستۀ چتر میساید،
بهار و تابستان که در صندوقچه به غم نشسته است و پاییز و زمستان هم به خیسی و سرما غنوده است،
آه ای چتر، من هم مثل تو دلگیرم!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
اگر آسمان ابری بود
اگر میبارید و خیسی پرهایت را روایت میکرد
اگر مجبور به نشستن بودی
اگر همه چیز به دلسرد شدن هدایتت میکرد
اوج بگیر
بالاتر پرواز کن
بالاتر از ابرها و بارانها و نشستن ها !
دلتنگ آسمان نمان !
دل به اوجَش بسپار و بپَر !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
می گویند در شب کویر ستاره ها بهتر و شفاف تر دیده می شوند
پس چرا من تو را نمی بینم در این شب غمگین و سرد ای کویر
بی آب و علف , دنیا !
پس چرا اینجا همه چیز سراب است و پوک !
به ستاره بودن و «بودن » تو , و کویر و شب بودن
دنیا شکی نیست , هرگز !
به چشمانم شک دارم ! به دیدنم !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
ببین !
می شود برف روی شاخه را دید و یا شاخه زیر برف را !
برف را که ببنی سرما را خواهی دید و مدفون شدن و بی برگ وباری را !
اما
شاخه را که ببینی , سکوتی سپید برای گفتنی سبز در بهار را خواهی دید
و عظمتی نهفته و بکر را منتظر برای حضوری شگرغ , در خواهی یافت !
ببین !
خوب ببین !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
چه ساده قهر می کردیم و چه ساده تر آشتی !
یادت هست !
کودک بودیم , ساده و صمیمی و کوچک !
و امروز همیشه لبخند می زنیم و چهره گشاد , خوش آمد
گوی دوستان هستیم , یه ظاهر !
و در باطن بغض و حسد و کینه را پرورش می دهیم
تا انسانیتمان را ببلعد !
هه .....!
بزرگ شده ایم و پیچیده و بزرگ !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم برای صنوبرهای قدبلند کنارجویبار پُرآبِ ده تنگ است
برای صدای اذان مغربی که لابه لای انبوهۀ درختان باغ می پیچید وگویی ازکائنات سرچشمه داشت،
برای غربتی که قریبتر ازخانه ام بود؛برای دهِ خاک آلودِ ساکتی که کودکی ام را مهمان بود.
افسوس که آهن و دود از آغاز آلوده ام کرده بود وهنوز می ساید مرا،تا نباشم!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
مداد سیاه کوچکم را امروز در خانه پدری یاقتم !
مدادی که امروز به اندازه یک بند انگشتم است ,
اما در دیروزی نچندان دور برایم به اندازه دنیا بود !
به اندازه یک سال نوشتن و تراشیدن و نوشتن !
هنوز بوی نیمکت کلاسمان را میداد !
هنوز بوی دست معلمم را داشت , وقتی آخرین بار
با همین مداد برایم آفرین نوشت .
یادش بخیر دیروزم را




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلتنگ تو ام ای آدم !
تو که روزی بال داشتی و امروز حتی پای درخت را هم در
سیمان فرو می کنی تا راه رفتن به ناکجایت را میسر کنی !
دلتنگ تو ام ای آدم , که روزی می کاشتی و می بخشیدی و
امروز می کشی و غارت می کنی !
از چه بگویم که کار از گفتن گذشته است !
باید دید ! باید فهمید !
ذلتنگ تو ام که روزگاری دلتنگ میشدی !




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
غروب های پنج شنبه منتظر های متفاوت و عجیبی داره !
یه دسته اونهایی که دست خالی رفتن و مردن و
منتظر یه خیرات یا یه دعا برای بخشیده شدنن !
یه دسته اونهایی که زنده ان و منتظر اومدن فرداهان !
که ببینن چطوری می تونن بیشتر پول دربیارن و جمع کن و
آخر سر هم دست خالی برن اون دنیا!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
رود از رهایی دم نمیزند
رو رهاست , جاریست , ممتد است .
رود دلهره و درد و داغ دارد اما دلتنگ رفتن نیست
چون میرود
رود روز بهانه نمی کند که «خواهم رفت » و شب را مهار خود
نمی بیند
رود میرود و میرود تا برسد
مثل رود میشویم با عشق
مثل رود میشویم با تو....




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
میدونی!
از دلتنگی و تنهایی و غصه؛ نوشتن وگفتن و خوندن؛ دردی رو دوا نمیکنه،
تکرار کردن تلخیها و دلشکستگیها نتیجه ای جز بغض و اندوه نداره.
بیا یکبار دیگه به خورشید اعتماد کنیم،
بیا یکبار دیگه بغضمون رو قورت بدیم و حتی با لبخندی کوچیک، دوباره زندگی رو از سر بگیریم.
بیا دوست من؛
بیا دوباره آغاز کنیم




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
دلم تنگ است
مثل ابری دلتنگ بارش،
دلم تنگ است مثل بنفشه ای جوانه زده در باغچه ای که از برف و تنهایی پُر است،
دلم..
بگذریم.
از گفتن خسته ام
رَستن و رُستنی راستین دلم میخواهد،
رفتنی تا رسیدن.




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
روزگارِ وارونه ویرانگری شده است!
مردی ژولیده و ژنده، گونیِ آوارگی اش را به دوش میکشید و با دستی کثیف از جورِ این زمانه کدر؛تکه نانی خشک را به رنج میجوید،
ومردمانی شاد و مشغول زیستن، تنها پوزخندی از تمسخر را پیشکشش میکردند
وبه راحتی دور میشدند از ویرانی یک انسانِ آواره در خیابان.
و اینجا کجاست خدایا!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
چه چیز دلگیرتر از این که ماهی آزاد پاگیرِ تُنگِ تنگِ تکیده بر طاقچه شود،
چه چیز دل آزارتر از پرنده ای که در قفس آواز میخواند وهنوز هم پرنده میماند به نام!
در آینه مینگرم
دلتنگتر ازماهی تُنگ و پرنده قفسی، انسانیست که به زندگی خو کرده و خم به ابرو نمی آورد،
حتی با وجود اینکه تا خرخره غرق دنیا شده است!




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
آدم برفی می خندد و آب میشود و محو،
اما تا آخرین لحظه لبخند به لب دارد و دستی به نشان دوستی تکان میدهد و پاک و تمیز است،
زمستان؛ مادرش؛ سرد است اما آدم برفی رفاقتی گرم با کودکان دارد..




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : پریسا خدایاری       
کاش دل مردم مثل دانه های اناری شکافته پیدا بود،
کاش میشد به راحتی و بی دردسر لبخندی زد و مهربانی را انتشار داد.
کاش خوبی مثل رود جاری بود و می شتافت به یاری بیابانِ بودنمان و درختِ وجودمان.
کاش میشد نگوییم کاش،
و شکل دهیم هر آنچه را که باید.
کاش، فقط ایکاش باور میکردیم حقیقتِ خود را.




نوع مطلب : دلتنگی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :